اسیر شب
دل نوشته های من در تاریکی شب
می دونی بدتزین قسمت زندگی چیه؟اینکه بغض توگلوت باشه و هر بار بخوای تخلیه اش کنی زود برمی گرده سر جاش.۱ ماه بغض ام نترکیده.دارم خفه می ششششششششمممممممممم از این به بعدمطالب خودم و مینویسم.دوستم ناراحت بود از دستم که چرا مطلب اونو تووبلاگم گذاشتم. سلام. من اومدم اما این بار با دستی پر..اومدم تا دفترچه ی خاطرات بهترین دوست و همدمم و اینجا وارد کنم.دفترچه ای که تمام شعرهایش بوی تنهایی میده...آره اون موقع که دبیرستان یا دانشجو بود تنها بود و هم اکنون که ۵ یا ۶ سال از اون زمان میگذرد هنوز تنهاست. مینوسم ..مینویسم تا تو هم بخونی و بدونی که تنهایی دردیست بی پایان صفحه ی اول کسی نیست که دستان تنهایم را بگیرد تنها در دیاری خاموش و بی کسی در راهی تاریک قدم بر میدارم به پایان آمدیم دفتر حکایت همچنان باقیست نمیدونم باید چی بگم و از کجا شروع کنم من اینجا کناره این همه زیبایی هواي گريه هست وقتي براي گريه نيست کدامين آشنائي را بدعوت خوانم امشب کی میگه مُرده نفس نمی کشه ؟ در چشمانت چيست که مرا به سوي خود ميکشد؟ در گرمي دست هايت چيست که دستهايم آنها را ميطلبد ؟ در آينه چشمهايم بنگر چه ميبيني؟ آيا ميبيني که تو را ميبيند؟ صداي طپش قلبم را ميشنوي که فرياد ميزند((دوستت دارم)) دوست ندارم که بگويم دوستت دارم دوست دارم که بداني دوستت دارم دوست دارم توبه كردم كه دگر بوسه نگيرم زلبت كه دگر باره از اين گونه خطاها نكنم بوسه ای داد و چو برداشت لب از روی لبم توبه كردم كه دگر توبه ی بيجا نكنم ليلي زير درخت انار نشست. درخت انار عاشق شد،گل داد،سرخ سرخ. گلها انار شد،داغ داغ.هر اناري هزارتا دانه داشت. دانه ها عاشق بودند،دانه ها توي انار جا نمي شدند. انار كوچك بود. دانه ها تركيدند. انار ترك برداشت . خون انار روي دست ليلي چكيد. ليلي انار ترك خورده رااز شاخه چيد. مجنون به ليلي اش رسيد. خدا گفت:راز رسيدن فقط همين بود. كافي است انار دلت ترك بخورد اگه کسي رو دوست داري نه براش ستاره باش نه آفتاب چون هردوشون مهمون زود گذرند. پس براش آسمون باش که هميشه بالاي سرش باشي ولینتاین همتون مبارک.امروز بارون و دیدید آسمون میخواست چقدر زمونه بی وفاست ما که بختمون از اول بخت بد بیاری بود اخر روزای خوبمون که گریه زاری بود روزای بد می رن و روزای بد تر می ان از دل غم زده من نمی دونم چی می خوان روز گار چرخید من اسیر درمان شدم توی بد بیاریا راهی زندان شدم خلاصه ای روزگار خنجرتا به من زدی ولی من با این غزل می گم که اشتباه زدی حالا اشک چشم به خون اینا واست می خونم الهی دستت بشکنه که خنجرت خورد به جونم
یه شب .یه روز.یه ماه.یه سال یه عمره که می گردم ؛ بعدها چو کبوتر بی پرو بال ؛ می رم همه جا یه روز دیدم ؛ گم شد جونم دور افتادم از آشییونم بی خونه موندم . سرگر دونم بیهود ؛ به خدا سلطان قلبم کجایی ؛ کجایی رفتی که بر من به شادی گشایی دروازه های بهشت طلایی اما صد افسوس رفتی و برد از کفم زندگانی عشق و امید مرا در جوانی رفتی کجا ای که دردم ندانی ؛ دردم ندانی قربون می رم اون خدا را ؛ خدا را لطفش به هم می رسونه دلا را حل می کنه لطفش مشکلا را شکرت خدایا گذشته دیگه گذشته ؛ گذشته این فتنه ها بازیه سرنوشته شکرت خدایا که بالا بهشته کاشونه ی ما گذشته ها گذشت بیا بیا که بگیم شکر خدا که بهم رسوند دل ما را شکرت خدا یا اگه یه روز این آسمون با من و تو شد نا مهربون نمونده امروز از غم نشون شکرت خدایا ا ز غربت مزار خودم گريه ام گرفت از زخم ريشه دار خودم گريه ام گرفت وقتي که پرده پرده دلم را نواختم از ناله ي سه تار خودم گريه ام گرفت پاييز مي وزد و تو لبخند مي زنی اما من از بهارخودم گريه ام گرفت همچون شهاب سوخته،آن سوي کهکشان در حلقه ي مدارخودم گريه ام گرفت يک تکه آفتاب برايم بياوريد! از آسمان تارخودم گريه ام گرفت... پسرکی دو خط موازی بر روی تخته سیاهی کشید. خط اول به خط دوم گفت:ما میتوانیم با هم زندگی خوبی داشته باشیم .دومی قلبش تپید و لرزان گفت:بهترین زندگی؟ در همان زمان معلم فریاد زد دو خط موازی هیچ گاه بهم نمی رسند و بچه . دو خط موازی هیچ گاه به هم نمیرسد مگر اینکه یکی از انها برای رسیدن به دیگری خود را بشکند!!! چرا تو غرورت را نمی شکنی دیگر در من غروری نمانده ... می توان بهار را به دیدار برگهای خزان زده برد و برای رازقی های امید از عطر دوست داشتن گفت می خواهم سکوت کنم و تنها به حرف نگاهت گوش کنم زندگی دفتری از خاطره هاست... یک نفر در شب گم.. یک نفر در دل خاک.. یک نفر همدم خوشبختی هاست.. یک نفر همسفر سختی هاست.. چشم باز کنیم عمرمان می گذرد. ما همه همسفریم..... بابای ستاره های شب من سرنوشت..!!! سرنوشت ننوشت.....گرنوشت،بد نوشت........ یه جمله ی قشنگ از :(بت مند کنی) هر گاه آینده را توان فرسا دیدی،به خاطر داشته باش که تنها ((بگذار عاشق باشم)) میدونی این جمله ها رو یکی از دوستام بهم داده بود تا براتون بذارم.منم خوشم اومد اومیدوارم شماها هم خوشتون بیاد. بابای ستاره ی شب من پیرمردبه من نگاه کرد وپرسید چند تا دوست داری؟ گفتم چرا بگم ده تا بیست تا... جواب دادم فقط چند تایی پیرمرد آهسته و به سختی بر خواست و در حالی که سرش را تکا ن می دادگفت تو آدم خوشبختی هستی که این همه دوست داری ولی در مورد آنچه می گویی خوب فکر کن خیلی چیزها هست که تو نمی دونی دوست فقط اون کسی نیست که تو بهش سلام می کنی دوست دستی است که تو را از تاریکی و نا امیدی بیرون می کشد درست هنگامی.دیگرانی که تو آنها را دوست می نامی سعی دارند تو را به درون آن بکشند دوست حقیقی کسی است که نمی تونه تو را رها کنه صدائیه که نام تو را زنده نگه می داره حتی زمانیکه دیگران تو را به فراموشی سپرده اند اما بیشتر از همه دوست یک قلب است یک دیوار محکم و قوی در ژرفای قلب انسان ها جایی که عمیق ترین عشق ها از آنجا می آید پس به آنچه می گویم خوب گوش کن زیرا تمام حرفهایم حقیقت است وفرزندم یکبار دیگر جواب بده چند تا دوست داری؟ سپس ایستاد و مرا نگریست در انتظار پاسخ من با مهربانی گفتم اگر خوش شانس باشم ...فقط یکی و آن تویی بهترین دوست کسی است که شانه هایش را به تو می سپارد در تنهائیت تو را همراهی می کند و در غم هاتو را دلگرم می کند کسی که اعتمادی را که به دنبالش هستی به تو می بخشد وقتی مشکلی داری آن را حل می کند وهنگامی که احتیاج به صحبت کردن داری به تو گوش می سپارد وبهترین دوستان عشقی دارند که نمی توان توصیف کرد غیر قابل تصور است چقدرخداوندبزرگ است درست زمانی که انتظار دریافت چیزی را ازاو نداری...!! پ ن:چرا ؟ بابای ستارهای شب من می شنوم صدای پاتو که داره دور می شه از من کاشکی یه خواب و خیال بود توی رویای شب من آ آ آ آ آ آ آ آ آ نمیدونم آخرینن باری که به یه نفر گفتین اما...............!؟ بعضی از افراد احساساتی اند و از بس می گن اما.........!؟ الان یه نگاه به ته قلب قرمز و عاشقت بکن ببین اگه راستی راستی دوستش داری اما..............!؟ *کسی رو که دوست داری به این آسونی ها از دست نده شاید هیچوقت کسی رو به اون اندازه دوست نداشته باشی. *کسی رو هم که دوست داره به این آسونی ها از دست نده شاید هیچ کس به اندازه ی اون دوستت نداشته باشه. منم میگم.!؟ اما به کی...........؟!!!!!؟؟؟؟ بابای دوست دوست داشتنی من چه طورید؟ خوبید؟ دلم براتون تنگ شده بود همش دل تودلم نبود تا زود تر تلفن مون وصل شه و این نفرین گراهامبل دست از سر کچل من بر داره . میبینم که تو هم دلت برای من تنگ شده بود کلک به روی خودت نمی اری می خوای نفهمم.ها وبلاگ دبیر مطالعات سال پیشم زدم دیدم که از شوق و ذوقش برای آغاز سال تحصیلی جدید نوشته خب معلومه چون نباید درس بخونه ... روز از نو و روزی از نو!!! روزگارم دراومدست.ولی حالا بین خودمون بمونه ها دلم برای مدرسه تنگ شده البته دبیرستانم ..چون معلما و دوستای خوبی داشتم . هنرستان هم همین جور باشه.امروز باز دوباره مانتو شلوار مدرسم و تنم کردم یه لحظه خندم گرفت چون گشاد و بلند بود و من می خواستم کوتاه و تنگش کنم .. اما هنوز وارد این مدرسه نشده پریروز داشتن هخراجم می کردن سر ابروهام... ماجرا از این قرار بود که اصولا دخترا تا وارد دبیرستان می شن ابرو هاشون و به قول خودمون صفا میدن. خب من هم همین کارو کردم اما... به دلیل ۵ جلسه غیبت سر کلاس زبان ."۳جلسه کلاس ریاضی که مدرسه گذاشته بود و ۲ جلسه برای مسافرت"داشتم از امتحان فاینال می افتادم. که مسئول آموزشگاه مضخرف کیش گفت برم و از مدرسه تائیدیه بگیرم که اون ۳ جلسه .... خلاصه رفتم مدرسه و مدیر من و برای اولین بار دید و گفت پرونده این خانم رو در بیارید...وای دوباره افتادم توی دام حالا از اینجا مونده و از اونجا روندهاگه تونستین حدس بزنید بعدش چی شد؟ دوستت دارم دیوار شیشه ای امروز صبح وقتی از خواب بیدارشدم مثه همیشه از پنجره اتاقم یه نگاه به بیرون انداختم .با خودم فکر کردم واقعا چه قدر خوشبختم که می تونم ببینم .بشنوم و.... !چه قدر خوبه که انسانم و حس دارم .حس دوست داشتن.حس مهربانی و حس دلتنگی و....۱!گفتم دلتنگی حس می کنم چه قدر دلم براش تنگ میشه چه قدر تنها می شم وقتی نتو نم ببینمش.آخ خدایا چرا وقتی به کسی عادت می کنم یا وقتی حس می کنم که .... باید ازش دوور بشم .دور دور دور .اونقدر دور که دیگه هم من فراموش کنم هم اون تمام لحظه ها رو.خدایا چه قدراین جملش برام گرون تموم شد که گفت:توی این ۲ سالی که من نیستم برو با کس دیگه ای دوست شو.چون دیگه دوستی نمی مونه نه من از تو خبر دارم نه تو از من... حتی میتونی بدشم تمدید کنییی وایییی چه بد که همه رو تو خودم میریزم و بهش نمی گم...ولی هنوزم میگم باید کسی رو دوست داشت که فهمید من خوشبختم چون خیلی ها رو دوست دارم (دوستای گلم .مثله تو)تو که مطلب هامو می خونی . فاصله ی این دوست داشتن یه دیوار شیشه ای منظورم مانیتور هامونه که باعث این فاصله هامون شده.... میدونم که توام من و دوست داری بای دوست دوست داشتنی من.. سلام بالاخره من اومدم... بابا از دست این تلفن که همه رو بیچاره کرده۹۸هزارتومان روند پول تلفن اومد و من و از اینترنت و عروسی و ..... دور کرد ممنوع و التفریح... قطع شد که حساب کار دستم بیاد.راستش و بخوای دلم برات تنگ شده بود توی این چند وقت خیلی حرفا داشتم که الان فرصت ندارم .اصلان هر چی می کشم از دست این گراهامبل با این اختراعش.... من به خاطر این اقای نسبتا محترم {گراهامبل }و میگم کمتر آپ میشم باید بیام کافی نت .تا بتونم بنویسم الانم خیلی موندم . توجه توجه اگه خاستار برگشته من هستین برای این طفلک بیچاره کمک های مادی جمع اوری کنید...... شماره حساب: بخت برگشته.برق گرفته .۱۳۶۹ دوستون دارم.بای تا های دلم گرفته خسته شدم.دلم خیلی گرفته.بسه دیگه....دیگه تمومش کنید . چه قدر .. آخه انصاف هم خوب چیزیه.. می نویسم گوله گوله اشکام میاد رو گونه هام..دوست داشتم هنوز بچه باشم.چون بچه که بودم به هیچ چیز جز بازی هام فکر نمی کردم.قایم باشک . کش بازی و... یادش بخیر.. اون زمان دنیا برام کوچیک بودو منم برای دنیا کوچیک بودم . دنیا به من بازی های کودکانه یاد داد تا وارد بازی های بزرگا نشم .مردمش برام بهترین بودن...! اما حالا دنیا من و وارد بازی های بزرگا کرده بهم نفرت و تنهای و یاد داده .رنج و سختی و جدای و باهام آشنا کرده..... بهم فهمونده که . بسه دختر همش بازی کودکانه بود حالا بزرگ شدی... اما آخه کی از دل من خبر داره .بابام جان من نمی خوام بیش از این بزرگ شم...چون از بازی های پلید دنیا می ترسم..... اوایل توی خانواده ها دوستی بود همه دور هم بودن اما الان.... الان همه چیز شده چشم و هم چشمی.. حتی مادر هام چشم دیدن هم و ندارن بسسسسه خسته امم. این همه خوندی ولی عمرا فهمیده باشی درد من چیه چون نتو نستم بنویسم..یعنی روم نشد از فرهنگ ایرانی ها بنویسم . شرمم اومد..البته دور از جون تو.. بعد از عمری منتظر اینکه برم شمال. حالا که رفتم (می گن بعد از هر خنده گریست) با حال گرفته تر...... دیگه نمی تونم . ببخشید...!!؟ خدایا...... من در کلبه ی حقیر خود چیزی دارم که تو در عرش کبریاییت نداری من همچون تویی دارم که تو هچین خودی نداری مردم مرا دیوانه می شمارند .چرا که روزهایم را به دینارها یشان نمی فروشم...... کاش تو می دانستی که این روزها. می خندی می چرخی می دوی می روی می شینی و آرامتر از همیشه از دور مرا می نگری.... نظر ؟! ما همان چیزی هستیم که بدان تظاهر می کنیم پس همیشه باید مواظب باشیم ببینیم به چه چیزی تظاهر می کنیم... تو به چه چیزی تظاهر می کنی هاااا ؟؟؟ دوست دارم رک بگی به آسانی میشود در دفترچه تلفن کسی جا پیدا کرد ولی به سختی میشود در قلب کسی جا پیدا کرد... دوست داشتن همیشه گفتن نیست . گاه سکوت است . گاه نگاه.....!!! این درد مشترک من و توست که گاهی نمی توانیم در چشمای یکدیگر نگاه کنیم. ر یسک کنید.... ریسک کنید وقلب خود را بگشایید .اجازه دهید آنکه دوستتان دارد به آن وارد شود وبعد برای همیشه قفل و زنجیر به آن بکوبید تا او از وجودتان خارج نشود.... تو حاظری با من بیای...؟؟ خیابان باریک . چشمای بسته . پای پیاده . جنگل تنک. من .بدون تو.نه . با تو.میای..؟؟ salam doostan
kheyli az shomaha man o mishnasin va kheyli haye dige na khob behtare khodam o moarefi konam man shima16sale hastam behtare begam motevalede 1369/8/3 hastam sale asb be donya 0omadam 0o in neshon mide ke d0okhtare najibi hastam mikham beram dovome dabirestan reshteye memari ya gerafik hanooz tasmim negereftam kheyli sakhte.ye joraii sarnevesht saze dige khob khobe ke ye kam ham az zaheram bedoonid man 173 ghadam ast ke baraye dozdi khob be dard mikhoram postam damagham ghalamiye moshkeli nadare ye kam tire shode.. dige fekr mikonam mitoonid man o tasavor konid tamame del khoshim toye donya mamanam va doostam hastan ke ashegheshon hastam . omidvaram az neveshteham khoshetoon biyad asheghe eshgham eshgh khis shodan 2 deldar dar zire baran nist eshgh in ast ke man chatram ra roye deldar begiram va 0o nabinad nabinad va hargez nadanad ke chera zire baran khis nashod asheghi tanha dardiye to donya ke shirine pas hamishe ashegh bashid va in o be digaran yad bedahid zendegi ,marg ,darya.asemoon,parandegan ........ va hatman nabayad asheghe ensan bashe . dooroost migam gar be hasti beresi mast nagardi:mardi gar be nisti beresi mast nagardi:mardi man asheghe in sheram va ino be hamatoon taghdim mikonam omidvaram khoshetoon biyad o bavar karde dele man khaste az in dast be doa ha bordan hameye arezooham ba raftane to mordan hala man ye arezo daram to sine ke dobare cheshme man to ro bebine dobare cheshme man tbebine . vase peyda kardanet tan be dele sahra midam akhe to range cheshat heybate donya ro didam toye 7 ta asemoon to tak setareye mani be khoda naze 2 cheshmato be donya nemidam . hala man ye arezoo daram to sine ke dobare cheshme man to ro bebine taghdim be hameye 0onai ke doosteshon daram az samime ghalbam
![]()
کسی نیست که نگاه غمگینم را بخواند
سر بر زانو می نهم و آواز سر می دهم آوازی حاکی از تنهایی ودر راهی خالی از همرهی
درفراسوی جنگلی پر درد و دریایی پر تلاطم در جستجوی راهنمایی برای رهایی از درد
کسی که فریاد خفته ی مرا بیدار کند
کسی نیست که قدمهایم را استوار کند و در راهی پر ازخطر همراهیم کند.......؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!
فقط شرمنده ام که خیلی وقته بهتون سر نزدم
.من شاید وبلاگ و برای همیشه ترک کنم شایدم نه.نمیدونم.انقدر مشکلات دارم که دیگه نوشتن وبلاگ و فراموش کردم.
و تو تنهایی
دلم برای تنهایی تو میسوزد
و خود اشفته ام از این خوش گذرانی
با من باش
با من بیا و بمان
که من بدون تو
به روزگار تلخ سرد وتو بار فقط نگاه میکنی
وقتس ستاره میشکفه تو دسته سرخ پنجره
وقتی شب از حادثهی بارون و بوسه میگذره
وقتی سکوت سایه ها آینه به آینه میگذره
وقتی که خورشید میره و دریارو
آتیش میزنه فقط نگاه میکنم فقط نگاه میکنم
وقتی تو جشن گم شدن پرستو ها پر میکشن
انگار دوباره لحظه ها آبی و رویای میشن
دوباره تو دل دل شب قصه شروع مسشه و من
فقط نگاه میکنم فقط نگاه میکنم
به یاد تو شب و پر از اندوه ماه میکنم
به من ترانه ای بده از اشک و شبنم و نسیم دنیای تازه ای بساز
کارم گذشت از گريه و فرصت براي خنده نيست
ناخن به سينه ميکشم از روي ناچاري ولي
گويي در اين ماتم کده احساس دردي زنده نيست
من تو همدرد يک حادثه پر از حکايت
هر دو بارون زده ابر شکايت
تو درون آتشي سوزنده مونده
من يه خاکستر نشين تا بي نهايت
که از نيش به زهر آلوده اش بيمارم هر شب
چگونه قصه اي را با رفيقم گويم از درد
که از دردم به خوشحالي نيارد خنده بر لب
حال و هواي گريه هست وقتي براي گريه نيست
کارم گذشت از گريه و فرصت براي خنده نيست
ناخن به سينه ميکشم از روي ناچاري ولي
گويي در اين ماتم کده احساس دردي زنده نيست
بي گناه گشته اسير بازي خشم زمانه
توي اين بيگانه بازار با هياهوي محبت
مرده انگار عاشقي تو قصه هاي عاشقانه
خسته و دربدر از زخم حسادت
هر دو دل شکسته مرگ صداقت
نارفيقان را ببين خنجر بدست
در کمين نشسته با نام رفاقت
حال و هواي گريه هست وقتي براي گريه نيست

کی میگه نبض جسد نمی زنه ؟
چشمات رو به دم این آینه بدوز
ببین این مُرده چقدر شکل منه !
من که با هر نفسم ،ده تا دریچه وا می شد
با صدای زمزمه م، قله ها جابجا می شد
حالا خیلی وقته مُردم زیر ماسک زندگی
آخ ! اگه دوباره چشمام از قفس رها می شد
من مثه زلزله ام ‚ شبیه طوفان تبس
دم عیسی رو نمی خوام ‚ تو غروب این قفس
نفس منه که قبرستون رو زنده می کنه
من خودم یه پا مسیحم اما بی تو ‚ بی نفس
می دونم خوب می دونم، ترانه عاشقانه نیست
رنگ واژه های من به رنگ این زمانه نیست
وقتی بین مُرده ها زندگی رو صدا کنی
دیگه هیشکی گوش به زنگ تپش ترانه نیست !
تنها با تو میشه از رو سر تقویما پرید
تنها با تو میشه از عمق گلایه قد کشید
بی تو این حافظه ی گریه شمار رو نمی خوام
بیا ! از تو میشه شعر ناب زندگی شنید
من مثه زلزله ام ‚ شبیه طوفان تبس
دم عیسی رو نمی خوام ‚ تو غروب این قفس
نفس منه که قبرستون رو زنده می کنه
من خودم یه پا مسیحم اما بی تو ‚ بی نفس
خدابیامرزدت
پیشاپیش عیدتون مبارک من نیستم میرم مسافرت
عیدتون مبارک![]()


![]()
![]()

هوارو واسه شما ها دو نفره کنه هاا.
خوش بگذره بهتون.
نمی دونم خدا کجاست
یکی بیاد بهم بگه
کجای کارم اشتباست
گاهی می خوام داد بکشم
اما صدام در نمیاد
بگم آخه خدا چرا
دنیا به آخر نمی یاد

به یاده فردین![]()
![]()
______*#####*
_____*#######*
___*##########*
__*##############
__################
_##################_________*####*
__##################_____*##########
__##################___*#############
___#################*_###############*
____#################################*
______###############################*
_______#############################*
________###########################*
__________com.blogfa.shab-asire_#########
___________*####################*
____________*#################*
_____________*##############*
_______________############*
________________#########*
________________*#######*
_________________#####*
__________________###*
__________________##*
__________________#*
عیدتوون مبارک![]()
![]()
![]()
در سکوت می توان نگاه را معنا کرد
و آنرا با عشق به دل پیوند زد
![]()
![]()
![]()
خنده بر لب میزنم تا کس نداند راز من
هق هق تلخ...![]()
![]()
دوستای گلم نظرات پست قبلی رو می تونید توی این پست بذارید.![]()
![]()
ای کاش سرنوشت جز این می نوشت..
اما باورکن،سرنوشت را نمی توان از سر نوشت...![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
دقیقه ای از عمر خواهد بود...
بگذار آن باشم که با تو تا آخرین لحظه زندگی خواهد کرد.
بگذار آن باشم که با صداقت با تو درد دل میکند وبا یک رنگی ویکدلی زندگی میکند.
بگذار همانی باشم که در شادیهایت میخندد و در غم هایت با تو شریک است.
بگذار کسی باشم که وقتی کلمه دوستت دارم را بر زبان میاورد اشک از چشمانش سرازیرشود.
بگذار همانی باشم که تو می خواهی،همانی که تو آرزوی آن را دادی.
بگذار کسی باشم که زمان تنهای اش تو همان تنهای او باشی و زمان خوشبختی اش تو همان خوشبختی او باشی.
بگذار همانی باشم که با باوری عمیق به تو در زندگی نگاه بیندازد وبااحساسی پاک عاشق قلب مهربان تو باشد.
بگذار کسی باشم که دیگر به جز تو به کس دیگرنگاه نکند وتنها توباشی وقلب مهربانت و یک دنیا عشق در وجودش.
اینک من با تمام وجودم کاری کردم که هم تو را به آرزویت رسانده باشم وهم خودم آینده ای خوشبخت را در کنارت داشته باشم.![]()
![]()
![]()
پ ن:بهترین دوست تو دختر یا پسر ؟
![]()
![]()

گرمی دستای تو دستام و آروم می کنه ای وای اگه دستات بره ترکم بکنه
نرو دل بی تو اینجا گوشه گیره یاار
بی تو من از اینجا نمی رم من بی تو تنهایی می میرم رحمی کن به قلب پیرم
یادمه غروب پاییز گفتی قلبم تو رو می خواد
ای وای بر من دروغ بود همه حرفات
دل من چه بچگونه به دروغات تکیه می کرد
پس چی شد مهر و محبت ....مهربونم نرو برگرد
نرو بی تو دلم می گیره دل بی تو تنهایی می میره
دل بی تو اینجا گوشه گیره ![]()
دوستای دوست داشتنی من .من ۱۷ ساله شدم تولدو مبارک![]()
![]()
بابای دوست دوست داشتنی من
سلام![]()
وقتی بعد از چند وقت وارد نت شدم اول رفتم یه سر به
اما ما چی دوباره
حالا که بدتر هم شده من رفتم معماری دیگه دمار از
برام دعا کنید توی ![]()
![]()
![]()
فعلا بای![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
یعنی تلفن![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
الان که اینارو

![]()
![]()

![]()

![]()

![]()

![]()
دوستی....![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
جدی حاظری با من بیای......![]()
![]()
![]()
55 vazname ,cheshmam ghahvai tire ast , sefid
moham ham boore albate ![]()
![]()
doostetoon daram ![]()
ino midoonestid ke
hoseyn jan ensan mitoone ashegh eshgh bashe . asheghe khoda bashe .asheghe ![]()
![]()
![]()
![]()
aaaa
aaa
doobare del havaye ba to boodan karde nagoo in del doriye eshghet ![]()
![]()
hala man ye arezo daram to sine ke![]()
![]()
![]()
![]()
montazeram bashin![]()
nazar yadetoon nare ha![]()
![]()
babay![]()
![]()
| Design By : Night Skin |


